October 30, 2005

حالا که دوباره بحث فوتبال شد، باید به این دوست عزیزمون هم باید بگم زیاد خوشحال نباشین! نوامبر سیاه بارسلونا در راهه! توی همین نوامبر سیاه هم توی ال کلاسیکو می بینیمتون!

Posted by sina at 12:21 AM | Comments (0)

October 29, 2005

احسان کجایی که روسونری مون فعلا نیمه اول ترکونده! یوونتوس فعلا له شد! تحقیر شد! حالا نیمه دوم مونده و سه تا مهاجم که تشنه ی گل هستند! آگاهان معتقدند پیپو گل هم نیمه دوم گل میزنه و بازی 4-0 یا 5-0 تموم میشه!

پی نوشت: له شدن! نابود شدن!من که می دونم اینا از رو نمی رن! حالا بازم میان میگن جدول مسابقات مهمه که فلان امتیاز و بهمان هفته و همون بهانه های پوسیده!! نه ولی 29 اکتبر هرگز یادشون نمیره!
ولی حالا هم که بازی تموم شد، منطقی میگم که سری آ در برابر لا لیگا و لیگ برتر برای من کمترین جذابیت رو داره.

Posted by sina at 10:52 PM | Comments (0)

برین اینجا و در رای گیری دویچه وله برای انتخاب بهترین وبلاگ ژورنالیسیتی هر زبان شرکت کنین. البته توضیح لازم نیست که رای به سردبیر عزیز ما فراموش نباید بشه!

Posted by sina at 02:42 AM | Comments (0)

نمی دونم 100 سال شده که می خوام یک دستی به سرو روی اینجا بکشم؟ باید کلی اسپم کامنت رو پاک کنم، کامنت دونی رو یک فکر اساسی به حالش بکنم، و به قول دوپونت از اون هم بالاتر یک فکری به حال تمپلیت اینجا بکنم ولی چون 100 تا کار دیگه توی زندگیم هست که به همین گندی وبلاگم شده و توان start ام از بین رفته، پس هروقت اون ها حل شد، این هم درست میشه.

در ادامه ی این روز های عجیب و غریب، امروز آرشیو پینک فلویدم رو می خواستم که نبود ودست به دامن e-Donkey شدم برای Comfortably Numb:

Hello.
Is there anybody in there?
Just nod if you can hear me.
Is there anyone home?

Come on, now.
I hear you’re feeling down.
Well I can ease your pain,
Get you on your feet again.

Relax.
I need some information first.
Just the basic facts:
Can you show me where it hurts?

There is no pain, you are receding.
A distant ship’s smoke on the horizon.
You are only coming through in waves.
Your lips move but I can’t hear what you’re sayin’.
When I was a child I had a fever.
My hands felt just like two balloons.
Now I got that feeling once again.
I can’t explain, you would not understand.
This is not how I am.
I have become comfortably numb.

Ok.
Just a little pinprick. [ping]
There’ll be no more --aaaaaahhhhh!
But you may feel a little sick.

Can you stand up?
I do believe it’s working. good.
That’ll keep you going for the show.
Come on it’s time to go.

There is no pain, you are receding.
A distant ship’s smoke on the horizon.
You are only coming through in waves.
Your lips move but I can’t hear what you’re sayin’.
When I was a child I caught a fleeting glimpse,
Out of the corner of my eye.
I turned to look but it was gone.
I cannot put my finger on it now.
The child is grown, the dream is gone.
I have become comfortably numb.

Posted by sina at 02:38 AM | Comments (0)

هنوز بازی به جای جالبش نرسیده ولی تا اینجا هم فقط اسکوتر لیبی Chief of Staff دیک چنی ضربه اساسی خورده و اگر اتهام سنگین جلوگیری از اجرای عدالت و 4 اتهام دیگر به اثبات برسه ممکنه تا 30 سال زندان محکوم بشه. این نخستین بار از زمان اولیس گرانت در سال 1870 هست که یکی از مقامات کاخ سفید در حین خدمت مورد تعقیب قانونی قرار می گیرد. البته گزارش قاضی توماس هوگن هنوز کامل منتشر نشده و احتمال اینکه کارل روو هم دچار دردسر بشه بسیار زیاده ولی با وجود اینکه لیبی اعلام کرده که هویت والری پلیم رو خود چینی بهش گفته احتمالش خیلی کمه خود دیک چینی هم مجرم شناخته بشه.
به جای هر چیز دیگه ای که بنویسم، اینجا و اینجا رو ببینین.

Posted by sina at 02:30 AM | Comments (0)

October 21, 2005

یک کم حوصله ام سر جاش بیاد شاید تا چند ساعت دیگه یک چیزی راجع به تیم کین و جری کیلگور و ویرجینیا 2005 نوشتم ولی فعلا این لینک رو داشته باشید که حسابی کیلگور و کمپین منفی اشو داغون کردن.

Posted by sina at 01:37 AM | Comments (0)

October 20, 2005

حوصله وبلاگ نویسی ندارم فعلا ولی فقط همینو داشته باشین:

ما باید برای اینکه با دنیا ارتباط داشته باشیم، بايد بتوانیم با آنها زبان مشترک داشته باشیم.حالا بریم در مذاکرات بین المللی بگوییم که "ما میخواهیم در روابط بین المللی مهرورزی کنیم"،آنها یکساعت در دیکشنریشان دنبال مهرورزی میگردند و آخرش هم نمیفهمند یعنی چه؟ (دکتر غنی نژاد(

به نقل از افرا پرس

Posted by sina at 05:23 PM | Comments (0)

October 16, 2005

دکتر سیاوش شهشهانی: باید تصدی گری دولت در حوزه جامعه اطلاعاتی کم رنگ تر شود. (لینک از وبلاگ استاد دات)
خب لازم به توضیح نیست که شدیدا مورد تایید ما هم هست.

تکمیل: تا حالا نمی دونستم دکتر شکرخواه هم اینجارو می بینن! لطف کردن کمی هم سر به سر ما گذاشتن! خب من دقیقا 42 سال از دکتر شهشهانی کوچکتر هستم!

تکمیل تر: استاد دات به شدت دارن بنده رو خجالت میدن، حسابی اسباب افتخار هست که ایشون اینجارو می بینن. راستی استاد، یک سری عکس دارم می گذارم روی فلیکر براتون لینکشو می فرستم.

Posted by sina at 01:50 AM | Comments (0)

October 12, 2005

هر چی می خوام در مورد وزیر محترم علوم چیزی نگم انگار نمیشه، اون از ای میل آدرس کاملا آکادمیکشون، این هم از دستاورد های سفر به پاریس. رسما مارو گرفته! اگر باز هم از این داستان ها ببینم، شاید من هم یکی دو روایت از ایشان بنویسم.

Posted by sina at 01:57 AM | Comments (0)

October 10, 2005

من رسما بدبخت شدم! باید برای فردا بعد از ظهر 100 صفحه Reading درس دکتر رفیع نژاد رو بخونم، Toward a Theory of Creativity و High-Tech vs. Low-Tech Marketing: Where's the beef? که ماله Harvard Business School هست. من گناه ندارم؟!

Posted by sina at 12:09 AM | Comments (0)

October 09, 2005

من باید به سرعت دوباره برگردم سر کلاس، اینو بگمو برم. این هم وب سایت خانم مهرانگیز کار که با تلاش صنم آماده شده.

Posted by sina at 06:01 PM | Comments (0)

October 04, 2005

اگه گفتین ترکیب MBA + Politics چی میشه؟ هیچی، میشه یک گهی مثل من!!:D

Posted by sina at 11:24 PM | Comments (0)

نسل سوم قهرمانان آمریکا در جنگ در راه هستند...

در بین سیاست مداران آمریکا تا کنون 2 نسل از قهرمانان وسربازان جنگ وجود دارد. اول سربازانی که از جنگ جهانی دوم بازگشتند و به پست های بسیار مهم دست یافتند، از جمله ی آنها می توان به جان اف کندی اشاره کرد.

گروه دوم سربازان بازگشته از ویتنام هستند که امروزه بر خلاف کماکان بر مصدر قدرت هستند به مانند جان کری، مکس کلیلند و.....

و گروه سوم سربازان جنگ عراق. هرچند که برای حضور اینها در قدرت بسیار زود هست، ولی اولین سرباز جنگ عراق به نام پل هکت مبارزات انتخاباتی خود را برای صندلی ایالت اوهایو در سنا که متعلق به مایک دیواین جمهوریخواه هست آغاز کرده و این طور که معلومه مثل اینکه شانس زیادی برای نوامبر آینده دارد.

Posted by sina at 11:04 PM | Comments (0)

میدونی Dead end boy به چی میگن؟ یا بهتر بگم به کی میگن؟

Posted by sina at 03:14 AM | Comments (0)