هرچند این حرفهای آقای کلهر، 2 تا گل هم به سیاست های تساهل و تسامح دکتر مهاجرانی زده ولی اینکه چه حد اجرایی باشه کلی جای سوال داره. مهمترین سوال اینه که وقتی امثال مظفر قراره دوباره برگردن به وزارت آموزش و پرورش با اون سیاست هایی که همه می دونیم رو قراره اجرا کنن، آیا بین این دو دیدگاه پارادوکسی وجود نداره؟
امروز مصاحبه ی مطبوعاتی احمدی نژاد در محل شورای شهر بود و اصلا توان اونجا رفتن نداشتم ولی تقریبا تمام مصاحبه رو دیدم. اونقدر ها که انتظار می رفت هم بد نبود ولی یک نکته ی خیلی مهمی در صحبتهایش بود که خیلی جای تعجب و سوال داره :
ایشون در عرصه ی روابط با کشورهای دیگر و به ویژه اروپا و آمریکا به دنبال این هستند که آنها بر مبنای عدالت بیان و با ما مذاکره کنن، تا اونجایی که من می دونم بحث عدالت در عرصه ی سیاست خارجی کاملا بی معنا هست. مثلا اروپایی که ایشون انتظار دارند از برج عاج بیاد پایین و با ما مذاکره کنه، چرا باید این کار رو بکنه؟ به تعبیر عامیانه تر تیم فوتبالی که قوی تر هست رو نمیشه بهش گفت به تیم من که ضعیف تر هست گل نزن چون بر اساس عدالت نیست؟ باید بررسی کرد و دید منافع ملی ما به چه چیزی حکم می کند و بر اساس آن جلو برویم، در غیر این صورت باید سالها منتظر باشیم تا اروپا از برج عاج پایین بیاید. آیا در جبهه جنگی ارتشیی زیر هجوم شدید دشمن هست و چنانچه عقب نشینی نکند فنا می شود ولی اصرار کند به دشمنش که این عدالت نیست به من حمله کنین.
اگر نظری در همین رابطه دارین لطفا tabesh [at] gmail [dot] com
این شعر رو دکتر معین توی وبلاگش گذاشته:
گوشها منتظر بانگ جرسهاي مناند
كوچهها منتظر بانگ قدمهاي تو اند
تو از اين برف فرو آمده ديگر مشنو
تو از اين وادي سرمازده نوميد مباش
«دي» زماني دارد
و زمستان اجلش نزديك است
من صداي نفس باغچه را ميشنوم
و صداي قدم گل را در يك قدمي
و صداي گذر گرده گل را در بستر باد
و صداي سفر و هجرت دريا را در هودج ابر
و صداي شعف فاخته را در باران
و صداي اثر باران را بر قوس و قزح
و صداهايي
نمناك
و مرموز
و سبز
عجب آواز خوشي در راه است.
ولی من اصلا چنین احساسی ندارم و برخلاف خیلی ها که سعی به خوش بینی دارند چیزی جز سیاهی نمی بینم.
تئوری ابلهانه ی اینکه اینا همه بازیهای هاشمی هستش که کلی رای بیاره مثل خاتمی محبوب بشه، سند تاریخی حماقت و بلاهت مردم ایران و تحریمی ها بود.
پایان همه چیز و آغاز یک شوک بزرگ.... باید یک FUCK با صدای بلند به این مردم گفت که لایق تحقیر هم نیستند.
در هنگام شمارش صندوق های سیار منطقه 6 از 9 صندوق، 8 تا رو احمدی نژاد برده و تنها صندوق 663 که توی وزارت کشور بوده هاشمی جلو هستش. اغلب این صندوق ها مال نماز جمعه و دفتر رهبری بودند که ممکنه صندوق دفتر رهبری باطل بشه چون یک ربع زود شروع کردن به شمارش.
خانجانی واعظی و عطریان فر پیش بینی کردن با 10 % اختلاف هاشمی برنده میشه.
باز هم بازرس ویژه وزارت کشور هستم و سرگردان بین صندوقها. صبح آمار توی چند تا حوزه ی شمال شهر خوب بوده که احتمال زیاد عصر هم بهتر میشه ولی اوضاع در پایین شهر بسیار افتضاح و شاید دهم درصد تعیین کننده اختلاف باشه. هر کس اگر هر چند نفر که بتونه رو باید ببره پای صندوق وگرنه فردا صبح با خبر پرزیدنت احمدی نژاد بیدار میشین. اگر Middle class voter های تهران هم بیان پای صندوق خیلی جای امیدواریه.
این مطلب علی معظمی به قدری به دل میشینه که حیفم آمد کامل اینجا نگذارم:
قطعههاي شب تاريك
ما با يك جنون فراگير طرفيم. با بيدانشي و كوري همگاني. اين «توهين» به مردم نيست؛ بيان واقعيت است. همانطور كه اگر من لال باشم و شما اين را به يادم آوريد، لزوماً به من توهين نكردهايد؛ حقيقتي را متذكر شدهايد.
بيدانشياي كه اين روزها ديدهام حيرتانگيز بوده است. پريشب راننده تاكسياي كه از آژانس ميدان آرژانتين ما را سوار كرد، با اطمينان از پيماني ميگفت كه بين هند و چين و «شوروي» براي مقابله با آمريكا بسته شده و اين كه آمريكا نهايتاً ايران را خواهد گرفت تا آنها را گوشمالي دهد و اين را مقدمه ميكرد براي توجيه رأي ندادناش.
روزي كه در راه آهن براي معين تبليغ مي كردم، پانتركيستي تراكت معين را گرفت و شروع كرد درباره «خيانت»هاي او سخنراني كردن. يك مورد برايش از همه مهمتر بود: ميگفت معين در دوره وزارتش 26 ميليون جلد كتاب فارسي چاپ كرده و به تاجيكستان فرستاده كه «يك روستاي فارسي زبان بيشتر ندارد». دولت تاجيكستان هم همه بيست و شش ميليون جلد كتاب را سر مرز سوزانده!
گفتمش كه تا جايي كه من ميدانم اطلاعاتش در مورد فارسي زبانهاي تاجيكستان و قضيه 26 ميليون جلد كتاب «مشكل» دارد. با لحن و نگاه عاقل اندر سفيهي خطابم كرد كه «برو اطلاعاتت را كامل كن»! و شروع كرد تاريخ گفتن كه در هند سه «روستا»ي فارسي زبان وجود داشت از پارسيان هند كه دولت آنجا آنها را به ايران و تاجيكستان كوچاند؛ يك روستا به تاجيكستان كه هنوز هم همان يك روستا ماندهاند و دو روستا به ايران كه اين «دو ميليون فارسي زباني كه الآن در ايران زندگي ميكنند» نتيجه زاد و ولد آنها هستند. او هم ميخواست انتخابات را تحريم كند.
ديشب ترجيعبند كساني كه در ميدان انقلاب از تحريم ميگفتند اين بود كه بگذار وضع بدتر و بدتر شود و همه را بگيرند و ببندند و بزنند و ببرند، آن وقت وضع درست ميشود! وقتي ميپرسيديم كه چهطور؟ ميگفتند بالاخره مردم يك كاري ميكنند؛ دنيا ميبيند. دختركي ترسان به جمع يكي از اين بحثها پيوست و به مدعي پرشور خطاب كرد كه مگر در كره شمالي كه همه دنيا از حالشان خبر دارند چه اتفاقي افتاده؟ مدعي، مدعي بود كه ما با آنها فرق داريم. مدعي و مدعيان بيعملي امروز فكر ميكنند همين كلبي مسلكيشان آنها را بر همه دنيا برتري ميدهد در حاليكه تا نوك دماغشان را هم نميبينند كه در چه گندابي فرو رفتهاند.
حاميان احمدينژاد هم كه ديگر شاهكار بودند. كتكزنهاي پريروز، ديروز سعي ميكردند بحث كنند، سعي ميكردند دير عصباني شوند. رطب ويابس ميبافتند. هر چه ما ميگفتيم مدرك ميخواستند. وقتي ميآورديم از اصل قضيه را منكر ميشدند. وقتي ما از آنها مدرك ميخواستيم ميگفتند مگر آدم براي هر حرفي بايد يك كتابخانه همراه داشته باشد؟! يكيشان يكبار درآمد و به من گفت كه تو تفكرت، تفكر بنيصدر است! گفتم نيست! گفت چرا هست! گفتم من آدم زنده جلوي تو كه هنوزبه قدرت نرسيدهاي ايستادهام و دارم حرف خودم را ميزنم و فكر خودم را ميگويم تو ميآيي مرا به ديگري نسبت ميدهي؛ منكر هم كه ميشوم گواهي خودم را درباره خودم نميپذيري و با تحكم ميخواهي حرف تو را درباره خودم بپذيرم؛ آنوقت به من ميگويي چرا از اين ميترسم كه با آمدن شما آزادي من محدود شود؟!
اما از همه چيز عبرت آموزتر چيزي بود كه دوست عزيزم نادر فتورهچي هم چندبار بر آن انگشت گذاشت؛ اينها احمدينژاد را در سيماي رهبر اپوزيسيون به مردم نمايش ميدهند كه قرار است بيايد و بساط فساد و كاستي اين 26 سال را برچيند! اين مهم نيست كه چنين تصويري تا چه حد احمقانه و غير منطقي است؛ مهم اين است كه اين ملت رشيد ايران از طيفهاي بسيار متنوع، چنان كه در اين چند روز ديدهام، اين افسانه را باور كردهاند. به نظر ميآيد كه با اين همه فرياد روشنفكران و آخوندها و ... بسياري ميخواهند به اين قهرمان... رأي دهند. مردم استعدا د غريبي نشان ميدهند براي فراموش كردن همه چيز. باشد كه با اين حضور آگاهانهشان حماسهاي ديگر بيافرينند!
دلم عجيب گرفته. وضع بسيار بد است. ما رو به فنا ميرويم. ظلمت فراگير شده است. بايد به اين دل خوش كنم كه براي آيندهاي طولاني زير حجاب ظلمت زنده بمانم .بايد به اين فكر كنم كه با چه زباني در تاريكي محض داستان نور را براي فرزندم تعريف كنم كه باورش كند. بايد به اين فكر كنم كه چه كتابهايي را بايد در اين چند ماه باقيمانده برايش جمع كنم. بايد از حالا چيزهايي بنويسم كه خودم فرامش نكنم، بايد...
ببخشاييد. حالم بسيار خراب است. بسيار
آقای خاتمی عزیز! اصلاحات رو که به شکست رسوندی، حالا هم داری سنگ تمام میگذاری و پرچم اصلاحات را به دست شهردار می دهی؟ دیگه چه موقع باید یک اقدام قاطع کرد؟ باز هم مذاکرات پشت پرده؟ الان موقع اون هستش که برای اولین بار یک حرکت قاطع انجام بدی شانس رای آوردن هاشمی لحظه به لحظه داره کمتر میشه و تو روز به روز فرصتو از دست می دی. واقعا دلم نمی خواست این قیاس رو انجام بدم که از دل دولت هاشمی 2 خرداد بیرون آمد ولی از دل دولت اصلاحات احمدی نژاد بیرون می آید. ولی چاره ای نیست کاملا درسته..روزی که آدم های مسخره ای مثل مظفر و حاجی رو به مهمترین وزارت خانه ی کابینه می فرستی همین میشه...نسل دانش آموز دولت هاشمی که ما بودیم دوم خردادها رو ساختیم ولی....
همميهنان گرامي؛
با توجه به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري كه حكايت از آن دارد كه آقايان هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد به دور دوم راه يافتهاند، ما امضا كنندگان بيانيه زير عليرغم آنكه مواضع كاملا متفاوتي در مرحله اول انتخابات داشتهايم، از آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم انتخابات حمايت كرده و به طور جدي از همگان ميخواهيم تا براي جلوگيري از آنچيزي كه به عقيده ما يك فاجعه بسيار نزديك و در كمين است، به هاشمي رفسنجاني راي دهند.
از تمامي فرهيختگان منتقدي كه به آينده و سرنوشت ايران اهميت ميدهند ميخواهيم تا در شرايط كنوني، از بحثها و نقدهاي تفرقهافكن خودداري كرده و ضمن رايدادن به هاشمي رفسنجاني ديگران را نيز دعوت به راي دادن به ايشان كنند.
امضاكنندگان
آرش آذرنگ – محسن آزرم – امير آشتياني- محمد آقازاده - سيد مجتبي آقايي - فرناز آهنكوپ -
يوسف اباذري - حميدرضا ابك – فرزانه ابراهيمزاده- احسان ابطحي- هومن ابوالفتحي - پگاه احمدي – رضا احمدي- بابك اخوت- كريم ارغندهپور- سعيد اركانزاده يزدي – نگار اسكندرفر- حميدرضا اسلامي – سعيده اسلاميه - شاپور اعتماد علي افصحي - مهدي افروزمنش - نيما اكبرپور – اسدالله امرايي – اميلي امرايي – هوشيار انصاريفر – مصطفي ايزدي - هدي ايزدي – مژگان ايلانلو – محسن ايلچي -
عليرضا باغاني - عمادالدين باقي– مريم باقي - احمد بختيار – نازنين برادران – پرويز براتي - افسانه براهويي - نرجس برآهويي- فاطمه بني اردلان – نگين بهكام - عليرضا بهنام -
زهرا حاجمحمدي –
پرويز پرستويي – بابك پورراد- امير پوريا - علي پيرحسينلو
سينا تابش - امين تاجيك- شاهرخ تندروصالح –
پويا جبل آملي – مريم جعفراقدمي - محمدعلي جعفريه - رضا جلالي –حميدرضا جلاييپور – محمدرضا جلاييپور- محمد جلائيان برومند - رامين جهانبگلو –
بابك چمنآرا -
حسين حاجيان - سيد رضا حسين امين- بزرگمهر حسينپور - امير حسينزادگان – آزاده حسيني - محسن حسيني - محبوبه حقيقي –
عاطفه خانزاده – فرشيد خاموشي – علي خدابخش - ليلا خدابخشي – پريسا خسروداد - هادي خسروشاهين – الهه خسروييگانه - مريم خورسند – مريم خوشراد – شيما خيري
مهرزاد دانش - نادر داوودي - خليل درمنكي – علي اصغر دشتي– محمود دردكشان - قاسم دهقان – عليرضا دوستدار – پرستو دوكوهكي- خشايار ديهيمي –
مهرداد راياني مخصوص - مهدي رحمانيان – اميرحسين رسايل – نيلوفر رستمي- نرگس رجايي – سيامك رحماني -شاهين رحماني – محمدرضا رستمي – حبيب رضايي - سعيد رضويفقيه – منير رضيزاده - علي رهبر - محمد رهبر – محمدرضا رييسي – مهتاب رحمتعلي – محمدجواد روح -
مهدي زعيمزاده –
اميرمهدي ژوله –
رضا سادات - محمدعلي سپانلو– بنفشه سامگيس – مهرداد سرجويي- محمدرضا سرداري - سيما سعيدي –مسعود سفيري– علي اصغر سيد آبادي- مسعود سيفي اعلا –
محمدرضا شرف – اعظم شريفي – سيدرضا شكراللهي – مريم شهباز زاده- آزاده شهمير نوري
رضا صابري - قطبالدين صادقي – حميدرضا صداقتجم - رسول صدر عاملي- احمد صدري – محمود صدري – حامد صرافيزاده – حسن صفدري -
سيد مهرداد ضيايي -
سيدعلي طالقاني – فرشته طائرپور - مسعودرضا طاهري - سيد شهابالدين طباطبايي – قاسم طولاني -
رضا عامري - امير عربي - مريم عسكري– فريدون عموزادهخليلي - مريم عليزاده -
فريد غديري - سام غفارزاده – احمد غلامي - محمد غمخوار - موسي غنينژاد -
محمد تقي فاضلميبدي - اعظم فراهاني- مهدي فراهاني - محمود فرجامي – آرش فرحزاد - سام فرزانه – محمد فرنود – مجيد فروغي- مراد فرهادپور – حسن فرهنگي – علي فولادي –
احمد قابل - پيمان قاسمخاني - سهيلا قاسمي – ساناز قاضيزاده - ثمانه قدرخان - حامد قدوسي – مرتضي قديمي – فرامرز قرهباغي - محمدرضا قزويني - مصطفي قوانلوقاجار– محمد قوچاني –
مهران كرمي – حسن كريمزاده– حسين كريمزاده – آزاده كريمي- ايرج كريمي - بهروز كريمي - محمدعلي كريميابرقويي– فاطمه كمالي احمدسرايي – كاوه كوثري - محسن كوهستاني- هرمز كي - حسن كيائيان - كاوه كيائيان –
انوشيروان گنجيپور– فرهاد گوران -
شيده لالمي- ليلا لطفي –
مرتضي ناعمه – سپيده نظريپور - علي نشاندار – مهدي نورعليشاهي – مهدي نوروزيان - ليلي نيكونظر –
زهرا مجتهد – نيكي محجوب - حسن محمودي – سيد ابولحسن مختاباد – سيد عبدالحسين مختاباد - سميه مردانه - كاوه مشكات – ابوذر معتمدي - حسين معصوميهمداني - علي معظمي – اميد معماريان - نگار مفيد – افروز مقيمي – احمد منتظري - سعيد منتظري - نيلوفر منصوريان – اميرحسين مهدوي– سيد علي ميرفتاح - اميد مهرگان – مينو مومني -
معصومه ناصري - ماهور نبوينژاد- سپيده نظريپور- محمد نوريفر -
زهرا واعظ – رهام وزيري – آرش وطنخواه- خاطره وطنخواه – مرتضي وكيل
زينب همتي – نيما همداني رجا –
حسين ياغچي – سوشيان يزدانپناه- مهدي يزداني خرم– چيستا يثربي - حامد يوسفي – مجيد يوسفي
ضمنا در آخرين لحظات خبر رسيد كه فريدون عمزاده خليلي، نادر صديقي، مهرداد احمدي شيخاني، عذرا فراهاني، مرتضي فلاح، وحيد پوراستاد، سعيد شريعتي، مراد ويسي، هادي حيدري، دلارام غنيميفرد و ريحانه طباطبايي هم با يادآوري اين نكته كه "حمايت ايشان همراه با انتقادات بسياري است كه از مشي و مرام سياسي ايشان در گذشتهداشتهاندو حق انتقادات را در آينده براي خود محفوظ ميدارند"از هاشمي حمايت كردهاند. (البته يادآوري ايشان بديهي به نظر رسيده و در متن كوتاه بيانيه نيز مشهود است.)
سايتها و وبلاگهاي حامي (بهروز ميشود)
آبباريكه
آدم و حوا
آق بهمن
اباوت بلنك
از اين قبيل
افسون فسرده
انديشههاي سياسي من
اينجا و اكنون
اين روزها
اين مرد
باران در دهان نيمه باز
بلك اِوِ
بلاگنوشت
پارسيخوان
پريشانبلاگ
پونه!... ببينمت
پيام ايرانيان
تنگي نفس
حرف بزن من
در كوچههاي بيقراري
ذهن زيباراي همه ما هاشمي
رودكي
روزنامه نگار نو
زننوشت
شب يلدا
عليرضا سرفرازي
فریاد ناکام
قاف
كافه كلمه
گراش و خودم
گيليران
مريم اينا
من آن نيستم که می نمايم
موج
ناتور
هاشمي دوست داريم
يادداشتهاي علي قديمي
یادداشتهای یک سهامدار جزء
ياد من باشيد
يك دم
يك ليوان چاي داغ
فردا میتینگ روز واقعه با ترسیم ابعاد فاجعه و تاکتیک نجات با حضور:
سعید حجاریان- تئوریسین اصلاحات
دکتر مسعود نیلی- رییس گروه اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
محمد قوچانی- سردبیر روزنامه ی شرق
ساعت 16؛ سالن جابر ابن حیان دانشگاه صنعتی شریف
همميهنان گرامي؛
با توجه به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري كه حكايت از آن دارد كه آقايان هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد به دور دوم راه يافتهاند، ما امضا كنندگان بيانيه زير عليرغم آنكه مواضع كاملا متفاوتي در مرحله اول انتخابات داشتهايم، از آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم انتخابات حمايت كرده و به طور جدي از همگان ميخواهيم تا براي جلوگيري از آنچيزي كه به عقيده ما يك فاجعه بسيار نزديك و در كمين است، به هاشمي رفسنجاني راي دهند.
از تمامي فرهيختگان منتقدي كه به آينده و سرنوشت ايران اهميت ميدهند ميخواهيم تا در شرايط كنوني، از بحثها و نقدهاي تفرقهافكن خودداري كرده و ضمن رايدادن به هاشمي رفسنجاني ديگران را نيز دعوت به راي دادن به ايشان كنن
مضاكنندگان
آرش آذرنگ – محسن آزرم – امير آشتياني- محمد آقازاده - سيد مجتبي آقايي - فرناز آهنكوپ -
حميدرضا ابك – فرزانه ابراهيمزاده- احسان ابطحي- هومن ابوالفتحي - پگاه احمدي – رضا احمدي- بابك اخوت- كريم ارغندهپور- سعيد اركانزاده يزدي – نگار اسكندرفر- حميدرضا اسلامي – سعيده اسلاميه - شاپور اعتماد علي افصحي - مهدي افروزمنش - ليلا اكبرپور – اسدالله امرايي – اميلي امرايي – هوشيار انصاريفر – مصطفي ايزدي - هدي ايزدي – مژگان ايلانلو – محسن ايلچي -
عليرضا باغاني - عمادالدين باقي– مريم باقي - احمد بختيار – نازنين برادران – پرويز براتي - افسانه براهويي - نرجس برآهويي- فاطمه بني اردلان – نگين بهكام - عليرضا بهنام -
زهرا حاجمحمدي –
پرويز پرستويي – بابك پورراد- امير پوريا - علي پيرحسينلو
امين تاجيك- شاهرخ تندروصالح –
پويا جبل آملي – محمدعلي جعفريه - رضا جلالي –حميدرضا جلاييپور – محمدرضا جلاييپور- محمد جلائيان برومند - رامين جهانبگلو –
بابك چمنآرا -
حسين حاجيان - سيد رضا حسين امين- بزرگمهر حسينپور - امير حسينزادگان – آزاده حسيني - محسن حسيني - محبوبه حقيقي –
عاطفه خانزاده – فرشيد خاموشي – علي خدابخش - ليلا خدابخشي – پريسا خسروداد - هادي خسروشاهين – الهه خسروييگانه - مريم خورسند – مريم خوشراد – شيما خيري
مهرزاد دانش - نادر داوودي - خليل درمنكي – علي اصغر دشتي– محمود دردكشان - قاسم دهقان – عليرضا دوستدار – پرستو دوكوهكي- خشايار ديهيمي –
مهرداد راياني مخصوص - مهدي رحمانيان – اميرحسين رسايل – نيلوفر رستمي- نرگس رجايي – سيامك رحماني -شاهين رحماني – محمدرضا رستمي – حبيب رضايي - سعيد رضويفقيه – منير رضيزاده - علي رهبر - محمد رهبر – محمدرضا رييسي – مهتاب رحمتعلي – محمدجواد روح -
مهدي زعيمزاده –
اميرمهدي ژوله –
رضا سادات - محمدعلي سپانلو– بنفشه سامگيس – مهرداد سرجويي- محمدرضا سرداري - سيما سعيدي –مسعود سفيري– علي اصغر سيد آبادي- مسعود سيفي اعلا –
محمدرضا شرف – اعظم شريفي – سيدرضا شكراللهي – مريم شهباز زاده- آزاده شهمير نوري
رضا صابري - قطبالدين صادقي – حميدرضا صداقتجم - رسول صدر عاملي- احمد صدري – محمود صدري – حامد صرافيزاده
سيد مهرداد ضيايي -
سيدعلي طالقاني – فرشته طاهرپور - مسعودرضا طاهري - سيد شهابالدين طباطبايي – قاسم طولاني -
رضا عامري - امير عربي - مريم عسكري– مريم عليزاده -
فريد غديري - سام غفارزاده – احمد غلامي - محمد غمخوار - موسي غنينژاد -فريده غيرت –
محمد تقي فاضلميبدي - اعظم فراهاني- مهدي فراهاني - محمود فرجامي – آرش فرحزاد - سام فرزانه – محمد فرنود – مجيد فروغي- مراد فرهادپور – حسن فرهنگي – علي فولادي –
احمد قابل - پيمان قاسمخاني - سهيلا قاسمي – ساناز قاضيزاده - ثمانه قدرخان - حامد قدوسي – مرتضي قديمي – محمدرضا قزويني - مصطفي قوانلوقاجار– محمد قوچاني –
مهران كرمي – حسن كريمزاده– حسين كريمزاده – آزاده كريمي- بهروز كريمي - محمدعلي كريميابرقويي– فاطمه كمالي احمدسرايي – كاوه كوثري - محسن كوهستاني- هرمز كي - حسن كيائيان - كاوه كيائيان –
انوشيروان گنجيپور– فرهاد گوران -
شيده لالمي- ليلا لطفي –
مرتضي ناعمه – سپيده نظريپور - علي نشاندار – مهدي نورعليشاهي – مهدي نوروزيان - ليلي نيكونظر –
زهرا مجتهد – نيكي محجوب - حسن محمودي – سيد ابولحسن مختاباد – سيد عبدالحسين مختاباد - سميه مردانه - كاوه مشكات – ابوذر معتمدي - حسين معصوميهمداني - علي معظمي – اميد معماريان - نگار مفيد – افروز مقيمي – احمد منتظري - سعيد منتظري - نيلوفر منصوريان – اميرحسين مهدوي–اميد مهرگان – مينو مومني -
معصومه ناصري - ماهور نبوينژاد- سپيده نظريپور- محمد نوريفر -
زهرا واعظ – رهام وزيري – آرش وطنخواه- خاطره وطنخواه – مرتضي وكيل
زينب همتي - –
حسين ياغچي – سوشيان يزدانپناه- مهدي يزداني خرم– چيستا يثربي - حامد يوسفي – مجيد يوسفي
ضمنا در آخرين لحظات خبر رسيد كه فريدون عمزاده خليلي، نادر صديقي، مهرداد احمدي شيخاني، عذرا فراهاني، مرتضي فلاح، وحيد پوراستاد، سعيد شريعتي، مراد ويسي، هادي حيدري، دلارام غنيميفرد و ريحانه طباطبايي هم با يادآوري اين نكته كه "حمايت ايشان همراه با انتقادات بسياري است كه از مشي و مرام سياسي ايشان در گذشتهداشتهاندو حق انتقادات را در آينده براي خود محفوظ ميدارند"از هاشمي حمايت كردهاند. (البته يادآوري ايشان بديهي به نظر رسيده و در متن كوتاه بيانيه نيز مشهود است.)
سايتها و وبلاگهاي حامي (بهروز ميشود)
آدم و حوا
از اين قبيل
اينجا و اكنون
باران در دهان نيمه باز
حرف بزن من
زننوشت
فریاد ناکام
يك ليوان چاي داغ
من در ابتدای بحث های انتخاباتی، به شدت با حضور دکتر معین در انتخابات مخالف بودم واصلا ایشون رو با توجه به سوابق وزارتی و.... در اندازه ریاست جمهوری نمی دونستم و حتی دیدار با ایشون هم ذره ای نظر من رو تغییر نداده بود، با این حال هرگز به تحریم فکر نکرده بودم و اعتقاد ندارم زیرا کسانی که حکم به تحریم می دهند از آزادی های اجتماعی برخوردار هستند که در صورت رای ندادن و روی کار آمدن اقتدار طلبان همین آزادی های اجتماعی را در ایران ما به راحتی از دست می دهیم. همون طور که مسعود بهنود گفت در هر انتخاباتی که گزینه ای برای من وجود داشته باشه حتما در اون شرکت می کنم. همون طور که در روز جمعه هم به رفسنجانی رای می دهم تا کشور رو از فاشیسم نجات بدیم. اما بدبختی اینجاست فاشیسم از دو سو حمله می کنه!
ولی در همین 2-3 هفته ی آخر پا روی تمام دلایل قبلی ام گذاشتم و با شدت و حدت برای دکتر معین تبلیغاتی کردم که برای آقای خاتمی انجام نداده بودم و در نهایت روز تولدم بیش از 20 ساعت بازرس ویژه وزارت کشور بودم تا تخلفی صورت نگیر و آرای دکتر معین خدشه دار نشه ( کما اینکه شد)
ولی در نهایت از رای که به نام دکتر مصطفی معین به صندوق انداختم اصلا پشیمان نیستم و به اون افتخار می کنم و از دکتر معین برای تلاشی برای مطرح کردن صدای ما در انتخابات داشت سپاسگزارم و کماکان معتقد به اصلاحات هم هستم.
شیخ مهدی رگ لریش زده بیرون و میرزمد! انگار اختلاف رایش با احمدی نژاد کمتر از 200 هزار هستش و وزارت کشور حاضر به تایید نیست
تا آخرین خبر که مال ساعت 12 بوده هاشمی ، کروبی و احمدی نژاد در صدر هستند. امید وارم کسی کروبی رو اصلاح طلب فرض کنه و دور دوم بهش رای بده
عجب کادوی تولدی دکتر معین بهم داد...تولدم با 24 ساعت تاخیر مبارک
خیلی وحشتناک میشه ژاک شیراک ایرانی با ژان ماری لوپن ایرانی برن دور دوم و لیونل ژوسپن ایرانی حذف شه.
تا ساعت 3 پای صندوق یکی از شعبه ها که قرار بود از توش احمدی نژاد بیرون بیاد بازرس بودم که نتونستند کاری کنن و از بین 1311 رای معین با 535 رای اول بود و هاشمی با 303 و احمدی نژاد با 178 دوم و سوم بودند. توی حسینیه ارشاد هم معین اول شده ولی توی سازمان تبلیغات اسلامی از بین 2000 رای معین سوم بوده با اختلاف کم نسبت به احمدی نژاد. ساعت 4 هم ستاد معین بودو خیلی ها نا امید بودند تا این لحظه در تهران معین سوم هست و همه ی امید به شهرستان ها هستش که اونحای هم وضع احمدی نژاد بد نیست. چیز هایی که مسلم هستش اینه که قالیباف قطعا سوت شده، تحریمی ها هم شکست خوردن چون مشارکت عمومی بیش از 60 % هستش، حتی بعضی استان ها بیش از 80 % رای دادن، احمدی نژاد جنوب تهران رو درو کرده طوری که بعضی جاها مثل اسلامشهر 90% آرا رو داره( حرفهای کورش درباره نوع تبلیغاتش درست بود)و آخر سر هم هاشمی دور دومش قطعیه میمونه احمدی نژاد و معین....
زمان مطرح شدن موضوع پست قبلی الان نیست اصلا. الان تنها باید حمایت کرد با توجه به زمان اندک باقی مانده.
واقعا قصد بدی از طرح این سوال ندارم، ولی واقعا جوابش می خوام بدونم:
آقای دکتر رضا خاتمی که امروز می فرمایند ما حکم حکومتی رو قبول نداریم و در قانون اساسی پیش بینی نشده است، پس چرا در خرداد 79 در سالن جابر بن حیان دانشگاه صنعتی شریف بعد از ماجرای اصلاح قانون مطبوعات، علنا اعلام کردند حکم حکومتی در قانون اساسی هست؟
یکی جوابشو به من بگه لطفا.
امشب انجمن فارغ التحصیلان شریف نا پرهیزی کرده بود و علیرضا عصار رو به مراسم سالیانه انجمن دعوت کرده بودن، من تا حالا هیچ کنسرت پاپ فارسی نرفته بودم و دیدن عصار از ردیف اول سالن خیلی کیف داشت.
پ.ن: از اونجایی که حاشیه معمولا جذاب تر از متن هست، گزارش خبرگزاری افرا رو از دست ندین!
وقتی میگن نماز جمعه برین حتما یک خیری درش هست ، این هم خیرش! من از این بعد هر هفته اونجام شاید دفعی دیگه آنجلینا جولی بیاد!
از این مزخرف گویی ها که بگذریم فوری رفتم صفحه ی شان پن توی ویکی پدیا رو





توی این جریان استماع کمیسیون هلسینکی در باره ی ایران، یک چیزی که برای من خیلی جالبه اینه که هر چی آدم عوضی که من میشناسم توی کمیسیون هست، براون بک، چمبلیس و هاچیسون در بین سناتور ها و از همه بدتر مایک پنس نماینده ایندیانا در مجلس نمایندگان عضو کمیسیون هستند. تنها آدم قابل قبول کمیسیون راس فاین گلد خودمون هست که نمی دونم این وسط اینجا چی کار میکنه.
این مقاله اکونومیست رو که یاسر پیداش کرده ببینین، برای تحریمی ها جالب می تونه باشه، Case مصر رو مثال زده که 50 ساله دارن انتخابات برگزار می کنن با کمتر از 25 درصد واجدین شرایط و هیچ کس هم کاریشون نداره، چون همه جور منافع آمریکا را دارن تامین می کنن.
از نشانه های خود شیفتگی حاد یکیش اینه که 6 تا کانال تلویزیون برای 27 خرداد تولد من، count-down timer گذاشتن!
هنوز خاتمی نرفته که دوباره بگیر و ببند و گشت خیابانی شروع شده، این شبها توی جردن و فرشته و چند جای دیگه، آدمهای مشخصی با لباس نظامی و مسلح به کلاشنیکوف خیابان رو مسدود کرده اند و طبیعتا خودرو های خانم های تنها را نگه می دارند. یک لحظه نا خواسته یاد سالهای 65 و 66 افتادم انگار که توی خیابان دنبال تیم های مجاهدین و خرابکار هستند.
چرا با رای ندادن باید همین آزادی حداقلی که 8 سال به طور نسبی وجود داشته را از دست بدهیم و بهایش را مایی بپردازیم که اینجا به این آزادی نیاز داریم؟
خیلی چیز ها می خواهم بنویسم به دلیل نوعی محافظه کاری نمی توانم....
بعد از 32 سال آخر سر هویت Deep Throat یا همون افشا کننده ی پرونده ی واترگیت معلوم شد. در حالی که طی نظرسنجی E&P 13% رای دهندگان فکر می کردن قاضی رنکویست همون Deep Throat هست، ولی دیروز مارک فلت معاون سابق FBI توی مصاحبه با ونیتی فیر اعتراف کرد که مدارک را به باب وودوارد و واشینگتن پست داده.
(مقاله ونیتی فیر(
نمی دونم ایشون فامیل ما هستش یا نه ( که فکر می کنم باشه) ولی در هر صورت دمش اساسی گرم، جایزه فلوشیپ مطبوعاتی NIAC رو برای سال 2005 برد. قراره برای مدت یک سال توی دفتر واشینگتن سناتور نورمن کولمن دوره ی کارآموزی بگذرونه، در هر صورت مبارکش باشه و خیلی خوش به حالش.
امشب یکی از شبکه های سیما داشت یک برنامه درباره ی زندگی رابرت مک نامارا و جنگ ویتنام - و طبیعتا کوباندن آمریکا -پخش می کرد، در این میان مک نامارا هم خاطرات وزیر شدنش و چگونگی انتخابش از سوی کندی را تعریف می کرد که رسید به جایی که سارجنت شرایور از سوی کندی مامور شده بود با اون مذاکره کنه، اما این وسط با سواد فوق العاده مسئولین برنامه سارجنت شرایور به گروهبان شرایور تغییر نام داده بود! یعنی در سیما ی جمهوری اسلامی ایران با این عظمت کسی نبوده ببینه این بنده خدا که امروز هم آلزایمر گرفته افتاده؛ اسمش سارجنت هست و گروهبان نبوده؟!