من همیشه عموزاده خلیلی رو خیلی دوست داشتم. این نوشتش در جواب به احمدی نژاد واقعا دلمو خنک کرد.
امروز هم به دیدن یکی از آدمهایی که خیلی باهاشون حال می کنم رفته بودیم. با ناهید رفتیم پیش دکتر یزدی.
توی Gangs of NY )فارسیشو والله نمی دونم چی میشه!( یک صحنه داره که خیلی دوست دارم: آمستردام بعد از اینکه 18 ساله میشه و کلیسا رو ترک کنه، کشیش کلیسا یک انجیل بهش میده که در زندگی کمکش کنه، آمستردام وقتی روی پل رودخونه رسید انجیل رو پرت کرد توی رودخونه و به راهش ادامه داد.....
یکی بیاد جلوی این احمدی نژاد رو بگیره. مرتیکه اومده میگه خوشحالم بالاخره بعد از 8 سال آقای خاتمی ذره ای با مشکلات مردم آشنا شدن و با توی ترافیک موندن فهمیدن که نمیذارن شهرداری خدمتگزاری کنه. خاتمی به اینها هیچی نمیگه اینها هم حد خودشون رو نمی شناسن. خاتمی مردمی ترین فرد این نظام هستش. این یارو نتونسته بعد از 2 سال کاری برای ترافیک شهر بکنه همشو میندازه گردن دیگران و مظلوم نمایی می کنه. عرضه اشون نیومده بیان حتی طرحهای ترافیکی کرباسچی رو ادامه بدن حالا میگه با ما همکاری نمی کنن. همکاری یعنی اینکه بیان 55 میلیارد تومن بی زبون رو بدن به ایشون مونو ریل بکشن!
توی نظر سنجی آق بهمن شرکت کنین. جالبه من که توی اظهار نظر به شدت محافظه کار هستم و در این زمینه با چارلز هیگل می تونم رقابت کنم خیلی صریح نظر دادم!
دیروز رفته بودیم مصاحبه ی مطبوعاتی لاریجانی توی خبرگزاری مهر. لاریجانی خیلی سعی می کرد جوابهای فلسفی بده و خیلی چیزارو refer می داد به شهید مطهری و می گفت چون شهید مطهری فلان کارو کرده منم مثل ایشون اینجوری می کنم. جالب تر سوال هایی بود که جام جم، واحد مرکزی خبر و اینا می پرسیدن که همشون از نظر دکتر لاریجانی بسیار سوالای خوبی بودن و در مورد هر کدوم کلی حرف می زد. در کل جلسه فقط سوالهای شرق، خبرگزاری آفتاب و ما یک کم چالش زا بود. هرچند که آفتاب برنامه ی مارو بهم ریخت و نصف سوال مارو درباره ی هویت و چراغ پرسید.
خود لاریجانی از اینکه dose سیاست جامعه خیلی بالاست انتقاد کرد ولی جالبه بیشتر سوالات در مورد شورای هماهنگی و نامزد نهایی بود و انگار نه انگار کشور issue های دیگه ای هم داره. به قول حامد انگار نه انگار که صنعت نفت و پتروشیمی مهمترین صنعت کشور هستش. هیچ کدوم از اصول گرایان و به ویژه لاریجانی در مورد این مسئله تا حالا یک کلمه هم صحبت نکردن. حتی اگر هم دستاورد های 8 ساله نفت و گاز رو قبول نداشته باشن باز نمی تونن نادیده اش بگیرن. خب بی ربط بود من این سوالو بپرسم توی جلسه ولی این هم روزنامه های اقتصادی چرا تاحالا همچین چیزی نپرسیدن؟
خلاصه نهایتا خدا به هممون رحم کنه!
تکمیل: ناهید هم اینجا یه چیزایی نوشته در مورد جلسه دیروز.
رای گیری در مورد صلاحیت نداشته بولتون یک ماه به تاخیر افتاد. البته یک اتفاق جالب این وسط افتاده؛ در حالی که همه تلاش می کردن لینکلن چفی رو راضی کنن بیاد به بولتون رای منفی بده؛ جورج ووینوویچ شدیدا به بولتون حمله کرده و گفته اصلا به بولتون رای نمیده. امیدوارم تا یک ماه دیگه پای حرفش بایسته. انگار نه انگار که تا حالا آدم هایی مثل دانیل پاتریک موینیهان و آدلایی استیونسون نماینده ی آمریکا بودند توی سازمان ملل و به اتحاد آمریکا و سازمان ملل کمک می کردن.
یکی از Industry هایی که بهش نپرداخته بودم بلیط فروشی تنیس بود که اونم انجام دادیم تا رستگار شیم. دیروز توی باشگاه اومدم یک احوالی از عباسی بپرسم تا منو دید گل از گلش شکفت و چنان مارو خر کرد که خودمون هم نفهمیدیم و تا به خودمون اومدم دیدم دارم از مردم 2800 تومن هی می گیرم و قبض صادر می کنم و از خانوما فحش می خورم که چرا زمین های خانوم هارو کم کردن!!
دیروز سعید ایرانفرد یک وبلاگی نمیدونم از کجا پیدا کرده می پرسه این ماله توئه!؟ آخه چی بگم!
انقدر دلم می خواد درمورد طرحهای اقتصادی کروبی بنویسم که نگو ولی دست و دلم به وبلاگ نویسی نمیره. فقط طرح استاد باعث میشه به زودی واحد پول بشه 50 هزار تومان!
به جبران روزهایی قبل از عید که به جای سختی زجر کشیدم، برای دلخوشی خودم خوشی هامو هم می نویسم اینجا، بیخودی وقت گرانبهاتون رو برای خوندنش هدر ندین! حتی شما دوست عزیز!
بعد از اینکه صبح دیروز ناهید مارو دودر کرد به جاش پاشدم توی هوای بهاری رفتم تنیس که فقط تگرگ آخرش عیش و عشرتمون رو خراب کرد و باعث شد با مغز و یک جای دیگه بخورم زمین!آخر شب هم دیدن چند باره ی Aviator توی سینما هم یه جور دیگه کیف داره.
تو جلسه روز اول انگار همه اساسی ریدن به جان بولتون. حتی دیک لوگار هم با اینکه احتمال زیاد بهش رای میده ولی کلی بهش توپیده. فقط یک احمقی به نام جرج آلن شدیدا از جان بولتون دفاع کرده و گفته
مناسبترین فرد برای این پست هست.خدا شفا بده!
در راستای مطلب قبلی، معمولا در این شرایط در بین دموکرات ها یکی دو تا نخاله در کمیته و یا چند تا در رای گیری در صحن سنا پیدا میشه که به همراه جمهوریخواه ها رای بدن اما این دفعه بعید می دونم عوضی هایی مثل جو لیبرمن و مکس بوکس هم رای منفی ندن.
راستی، فکر می کردم ریچارد لوگار سر پیری یک کم عاقلانه تر و فرا حزبی تر تصمیم بگیره ولی اینطور نیست انگار.
تا چند روز دیگه در کمیته روابط خارجی سنا، بحث و جنجال بر سر تایید یا عدم تایید جان بولتون به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل شروع میشه. جان بولتون که خیلی مشتاق بود قائم مقام وزارت خارجه بشه در حالی از سوی بوش معرفی شده برای این پست که اصولا با فلسفه ی وجودی سازمان ملل مخالف هست و استدلال مخالفان در کمیته این هستش که این آدم هیچ کمکی نمی تونه به بازسازی وجهه ایالات متحده داشته باشه. حالا با توجه به برتری عددی جمهوریخواهان در کمیته، همه نگاه ها به سناتور لینکلن چفی دوخته شده که یک جمهوریخواه لیبرال محسوب میشه و معمولا در این شرایط به همراه دموکرات ها رای داده. احتمالا هم چنین رایی برای چفی خیلی گرون تموم میشه و ممکنه در انتخابات 2006 سنا به عنوان نامزد حزبمعرفی نشه. این در حالی هستش که چفی ترک حزب و حضور مستقل یا پیوستن به حزب دموکرات رو رد کرده.
امشب Los Galacticos شاهکار کرد و اون کاتالان های عوضی رو له کرد....بازم بیاین بگین بارسلونا تیم هست و تاریخ مصرف رئال گذشته. اهمیت ستاره های رئال رو همه امشب دیدن. راستی بهمن کجایی؟!
واقعا بیش از 90 درصد فوتبالیست های ایرانی از مغز بی بهره هستند! بهترین نمونه اش امروز توی بازی پرسپولیس و صبا باتری، این پسره کاظمیان با دروازه بان تک بک تک میشه توپ رو میبره به گوشه که زاویه تنگ تر شه و موقعیت هدر بره....
یادش بخیر ناصر تقوایی 2 سال پیش توی مصاحبه با جهان فوتبال می گفت که فوتبالیست باید هندسه بدونه، حالا هندسه پیشکش اینا آخرین درسی که خوندن تصمیم کبری بوده!
خوب در حالی که همه انتظار دیدار جذاب آقای خاتمی و بوش رو داشتند، ملاقات بسیار جذاب تر آقای خاتمی و موشه کاتساف رییس جمهور اسراییل اتفاق افتاد که قطعا توپخانه ی کیهان رو شدیدا به کار خواهد انداخت. موشه کاتساف و محمد خاتمی هردو یزدی هستند و تقریبا هم سن و سال هستند. هر چند که هنوز واکنشی از سوی مقامات ایرانی به این خبر شنیده نشده ولی به احتمال زیاد تکذیب می کنن.ولی در حال حرکت بسیار مثبتی بوده.

طبق معمول تلویزیون ایران که شعور نداشت از مهمترین اتفاق ممکن گزارش کامل و درستی تهیه کنه. در حالی که تقریبا تمام کانالهای خبری به طور مستقیم اینو پخش می کردن. اما مهمترین نکاتی که توجه منو جلب کرد تفاوت سوگواری و mourning در ایران و در چنین مراسمی بود. که بر خلاف سوگواری های بدوی و وحشیانه ی ما، سوگواری پاپ و ادعیه ی لاتینی حس آرامش بی نظیری به آدم میداد. و نکته ی دیگر حضور رنگ های مختلف در تصاویر هست که بر خلاف سیاه پوشان در ایران در



سرانجام پاپ ژان پل دوم در ساعت 9:37 به وقت محلی در سن 84 سالگی درگذشت. اگر چند سال دیگه زنده میموند رکورد دار طولانی ترین پاپ تاریخ میشد. بعد از این ممکن یک کاردینال سوپر تندرو پاپ بشه که اصلا جالب نیست. زندگی نامشو اگر کسی بخونه بد نیست مخصوصا نحوه ی برخوردش با ضارب مسلحش.
جی میل عزیز ما رسما زده به سرش و دیوانه شده! 2 گیگا بایت رو هم رد کرده!
امروز انقدر خبر های عجیب آدم میبینه که اگر یک کم حواسشو چمع نکنه ممکنه شاخ در بیاره! ولی اگر یکی حواسش باشه و یک کم بدبین باشه و بدونه امروز اول آوریل هست و فردا هم سیزده بدر مطمئن میشه 95% اینا دروغه!:
1.هودر یک مطلب نوستالژیک نوشته که تا الان 21 نفر از کامنت گذاران باورشون شده اومده ایران!این اولین دروغ سیزده!
2.گوگل: فعلا فکر کنم این نوشیدنی های گالپ دروغ اول آوریل گوگل باشه هرچند این 2 گیگابایتی شدن ای میلها هم کلی مشکوکه!
3. دیوید بکام و بایرن مونیخ: این توی صبحانه دیدم ولی اون تاریخ اول اپریلش او بالا بدجوری چشمک میزنه!