از قدیم توی شریف شایعه بود علی دائی نمره تربیت بدنی 1 رو گرفته 14.یه روایت 16 هم بود.انگار چند سال پیش نقطه سر خط هم اینو نوشته بود دقیق یادم نیست.امروز بنده خدا گفتش دو تا 20 داشتم توی دانشگاه اونم تربیت بدنی 1و 2 بوده!ملتی که اون داستان رو شنیده بودن گفتن طرف خالی می بنده !بعد مراسم با حسام و فربد یک کمی از سیستم آموزش سو استفاده کردیم کارنامه طرف رو پیدا کردیم دیدیم بنده خدا راست می گفته!
یه چیز دیگه که خیلی عجیب اینه که یکی از متالورژی بیاد معدلش بشه 14.96!کم مونده بوده شاگرد اول بشه!
گلف نیوز چاپ دبی برداشته یک گندی زده که احتمالا باباشو میسوزونن!
اولا که تامس فریدمن، بیل و هیلاری کلینتون و رفیق حریری فعلا در دبی هستند.برای سمینار جهان عرب در سال 2020.گلف نیوز هم برداشته مقاله تامس فریدمن در نیویورک تایمز رو چاپ کرده ولی توی مقاله دست برده و واژه ی خلیج فارس رو در ابتدای مقاله سرخود به خلیج عربی تغییر داده.این اصل مقاله توی نیویورک تایمز هست و این هم شیرین کاری گلف نیوز که سلمان پیدا کرده و توی وبلاگش گذاشته.
اندی رادیک و مربی اش برد گیلبرت بعد از 18 ماه زدن به تیپ و تار هم و از هم جدا شدن.از قرار معلوم انگار تاد مارتین اومده شده مربی رادیک.
آهای ملت سی ان ان بین! از این هفته یکشنبه شب ها ساعت 12 شب The daily show with John Stewart داره سی ان ان.
این روز ها نوت بوک ها دو دسته هستند:
یک دسته اونهایی که چراغ مطالعه دارند و اونهایی که چراغ ندارند!
بالاخره موش و گربه بازی اوراکل و پیپل سافت که خیلی ها انتظار داشتن حالا حالا ها ادامه خواهد داشت به پایان رسید.اوراکل آخر سر به قیمت 10.3 بیلیون دلار تونست به کابوس ا18 ماهه خودش پایان بده.اینجا میتونیین جزییات معامله رو ببینین.
همیشه هم خیلی ها و هم خودم زدم توی سر خودم.بذار یه بار هم واسه دل خودم از خودم تعریف کنم حداقل دلم خوش بشه!
امروز داشتم شماره جدید مجله ریاضیات کذایی بابا اینا رو ورق میزدم 1 مقاله درباره ی پال اردوش داشت از بیوگرافی یارو شروع کرده بود که توی 4 سالگی خودش مفهوم عدد منفی رو فهمیده.یهو یاد خودم افتادم که من هم 3 سالم بودم رسیدم به مفهوم عدد منفی.چرا اون شد اردوش ما اونوقت....؟
کم کم داره بوی انتخابات سال 2006 آمریکا هم در میاد.یکی از مهمترین رقابت ها که جمهوریخواهان در آن نگران یکی از مهمترین صندلی هایشان هستند، انتخابات فرمانداری ایالت نیویورک هست.جورج پاتاکی که جمهوریخواه لیبرال یا اصطلاحا رینو هست به احتمال فراوان دوباره کاندیدا خواهد شد.ولی دموکرات ها بی کار نیستن.تا امروز اسم سناتور چاک شومر و آندره کومو پسر ماریو کومو مطرح بود ولی امروز الیوت اسپیتزر دادستان کل ایالت نیویورک اعلام آمادگی کرد به طور رسمی برای انتخابات اعلام آمادگی کرد.اینجا هم وب سایت رسمی اش هست.همون تیپیکال وب سایت های انتخاباتی ولی اما!مدل 2006 هست مال ایشون که فتوبلاگ هم داره.این طور که خواهیم دید ورژن 2.0 هست اینجور وب سایت ها که نسبت به وب سایت های 2004 چند تا امکان جدید هم داره.
ایینو باید مینوشتم یادم رفت، 2 دسامبر 2004 دویستمین سالگرد آغاز امپراتوری ناپلئون بوناپارت بود.

دلیل اهمیت این قضیه رو علاقه مندی....نه یه کلمه بهتر میخوام، شیفتگی اینجانب به ناپلئون هست و این بر می گرده با شاید 15 سال پیش و به جز مامان بابا کمتر کسی ازش خبر داره.
توی این روزهای سخت واقعا مدتها بود به قول معروف یک شکم سیر نخندیده بودم تا امروز که این کامیونیتی رو بر حسب تصادف توی ارکات پیدا کردم: کارتونهای دهه 60 ایرانی!کارتون های تاریک و ترسناکی که یک سری بیمار روانی به خورد ما بچه های 4-5 ساله می دادن که خود من بچگی کابوس میدیدم از دست اینا!
اون مرغ ماهی خوار که ماهی هارو گول میزد می برد میخوردشون و یا اون بیمار روانی بچه ها مواظب باشین!و از همه وحشتناک تر اون ابرهه و عام الفیل بود که اون پرنده ها میومدن سر فیل ها سنگ میریختن.باید واقعا یک بلایی به روز اونهایی که اون خزعبلات رو به خورد ما میدادن آورد!
امشب Hard Talk بی بی سی جواد ظریف رو به بهانه پرونده اتمی ایران کشونده بودن به مصاحبه هر چند که وسط مصاحبه به صحرای کربلا هم زدن و از ظریف درباره دخالت ایران در عراق بازخواست کردن که به نظر من جواب خوبی بهشون داد.بیچاره ظریف باید به دلیل کمبود تعقل در ایران برای تصمیم گیری، و تغیر مواضع عجیب در 1 سال گذشته هی توجیه پیدا می کرد!
پی نوشت:
من اصولا بی بی سی بین نبودم و نیستم و در نتیجه با مدل برنامه آشنا نبودم.این Tim Sebastian عجب جانوریه.یارو تجسم عینی روباه پیر هست.باز صد رحمت به وولف بلیتزر و کریس متیوز.
اول اینو روشن کنم که من هم ایراداتی به آقای خاتمی دارم.از جمله من معتقدم یک رییس جمهور باید قدرت Quick Response داشته باشه.دقیقا اون چیزی که جرج بوش نداره و متاسفانه آقای خاتمی -و نه خاتمی!- سر قضیه کوی و چند جا ی دیگه نشون داد که اون هم این ویژگی رو نداره.
این همه مقدمه چینی کردم که بگم من هم با حرف دیروز آقای خاتمی در مورد تندروی موافقم .بیشترین ضربه رو ما این سالها از تندروی پذیرفتیم.مثل چپ روی های آیت الله منتظری و اطرافیان در ابتدای انقلاب و بعد از تشکیل مجلس ششم.و سر دوره ی دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی رو فکر کنم با انتظار زیاد توجیه کرد.اینجوری تندروی- حتی اگر اصلاح طلبی تندروانه- باشه، برای منی که همیشه centerist بودم و دنبال اعتدالم یک کم سخته هضمش.
اینجا گزارش شورای ایرانی-آمریکایی ها با مدیران نشنال جیوگرافیک بخونین.این کار درست بود به نظر من.
امروز به مناسبت روز دانشجو پس از چند بار تایید و تکذیب بالاخره آقاجری و دکتر یزدی اومدند دانشگاه.جابر گوش تا گوش آدم نشسته بود و مردم از درو دیوار آویزون بودند.من هم دیدم جا نیست رفتم ردیف اول نشستم.خیلی عجیب بود که حجت.ش و اراذلش تشریف نداشتند.احتمالا مشاوره دادن به شهرداد حسابی وقتشون رو گرفته.
فقط عیسی سحرخیز معلوم نبود کجا بوده که به جاش دکتر داوود هرمیداس باوند به همراه دکتر یزدی اومد.
آقاجری منهای سوتی که داد و برای پیروزی دروغ بر حقیقت دعا کرد!زود برنامه رو جمع کرد و رفت با این توجیه که اومده فقط برای دید و بازدید.راستی آقاجری نه گذاشت و نه برداشت از دکتر مصدق به عنوان پیشوای بزرگ ایران یاد کرد.
بعد دکتر باوند تاریخچه جنبش های دانشجویی از 1906 تا به حال رو گفت.بعد نوبت رسید به دکتر یزدی همسایمون که هرچی دل تنگش خواست گفت.از نظر یزدی خانم شایق مجلس یک ابله جاهل هست!دکتر یزدی نمیدونم چرا هی وسط جلسه هی به من نگاه می کرد و از من تایید می گرفت.اصولا ناطق خیلی توانایی هست و اگر از یک سری مشکل هایی که باهاش دارم بگذریم حداقل آدم میتونه جلوی 2-3 تا خارجی بگه این وزیر خارجه کشورمون بوده و خجالت زده نباشه.
خود من اصولا توی این جلسه ها معمولا نه سوالی دارم و اگر هم داشته باشم ترجیح می دم نپرسم اما این دفعه ویر م گرفت از یزدی 1 چیزی بپرسم ولی طبق معمول خودکار نداشتم.که خبرنگار ایلنا به دادم رسید.و سریع ذهنم کار کرد 1 حرکت آوانگارد کردم برای اینکه سوالم اون بالا بین سوال های بچه ها متمایز باشه برداشتم سوال رو به انگلیسی فرستادم بالا که البته یزدی یه جوری از زیرش در رفت و کامل جوابمو نداد.
آخر سر هم یک بنده خدایی عضو ادوار تحکیم وحدت نمی دونم از کجا آوردن که بعد از یزدی صحبت کنه که از یزدی خواستند تا آخر صحبت اون پسره صبر کنه که بهانه آورد و رفت رفتن یزدی همانا و خالی شدن نصف تالار جابر همان!
خیلی بامزه هستش که حراست سالن دانشکده ی فنی هم هرچی خاتمی التماس می کرد و داد می زد که بقیه دانشجویان رو راه بدن، حرفشو گوش نمی دادن!واقعا بی نظیر هستش این همه قاطعیت.
حقیقتش قرار نیست نتیجه گیری داشته باشیم: بدون شرح
در نهایت شرمندگی به یک عدد کتاب 1984 جرج اورول نیازمندیم فوری!ای شماهایی که این وبلاگ رو میخونین هم اکنون نیازمند یاری سبرتان هستیم!ترجیحا انگلیسی باشه.کسی هم خواست کتاب برسونه همون جای همیشگی پیدام میشه کرد: مرکز محاسبات اتاق 18.
خبری بهتر از آزادی امید معماریان نمی تونست روز آدمو بسازه!